کلکچال

بالاخره بعد مدتها رفتیم هواخوری
دم بازدم


صبح راه افتادیم به سمت پارک جمشیدیه
به این امید که الان باید کلی خلوت باشه


رسیدیم دیدیم بله
کلا اندازه یه موتور سیکلت هم جا نمونده که ما پارک کنیم


به هر بدبختی که بود
جلوی در یه خونه ای با رعایت حدفاصل عبور افراد ساختمون پارک کردیم
ازونجایی که من فکر میکردم این بهترین جای ممکن برای پارک کردن بوده
با احساس سرافرازیه تمام داشتم خطاب به بنفشه بلند بلند میگفتم که:ولی خیلی جای خوبی پارک کردیما
دیدم یه آقاهه داره همینطور که چپ چپ نگاه میکنه به ما نزدیک میشه
هرچقدر نزدیکتر میشد چپ چپ تر میشد
تو شیش و بش این بودم که آیا صاحب خونست
که مطمئن شدم بله
داشتم خودمو آماده میکردم برای کتک خوردن
شروع کردم آروم به بنفشه گفتن که بیا بریم
این الان میگه ماشینتونو بردارید ازینجا
بنفشه هم که مشغول با متانت خندیدن و اس ام اس زدن بود
دیگه نتونستم جلوی خندمو به خاطر اشتباهی که کرده بودم بگیرم
با این خیال که آقاهه رفته داخل
ولی سرمو اوردم بالا دیدم چپ چپ تر شده
خلاصه با خیال اینکه این آقاهه کلا چپه چپه با ماشین وداع کردیم



بعد از کمی گشت و گذار و تازه کردن خاطرات دوران جوانی و طفولیت
به مسیر کوهنوردان پیوستیم


از کنار هرکی رد میشدیم در حال تعریف کردن یه خاطره جالب بود


یکی از کوهنوردا که در جهت عکس ما حرکت میکرد
داشت برای همراهش تعریف میکرد
....
که تو آب سرد میرفتم گرم میشدم ، تو آب گرم میرفتم سرد میشدم
....


یکی دیگه که در جهت حرکت ما داشت میومد
در حال تهدید بی افش /نامزدش/شوهرش بود
میگفت اگه سرپیچ بعدی اون رستورانه که چایی میفروخت نباشه از همینجا پرتت میکنم پایین


بنفشه هم که طبع شاعریش گل کرده بود
و همه چیز رو چو (چه) خوشگل میدید


خلاصه انقدر مردم شاد و مفرح بودن که اگه با همدیگه هم حرف نمیزدیم
کلی میخندیدیم


در کل خیلی خوش گذشت
و خیلی هم لازم بود
هوا هم فوق العاده خوب و مطلوب بود

پی نوشت 1 : چو خوشگل گشت ناگه...هرکسی میتونه یه مصرع دیگه برای این بیت بگه.ما نتونستیم کاملش کنیم.

پی نوشت 2 :دیگه هیچ عذری ندارم برای کم درس خوندن.باید امشب یه برنامه ریزی کنم برای کم درس نخوندن

پی نوشت 3 : دستکش زمستونی 43 هزار تومن



14 نظرات:

الهام گفت...

جای منو خالی کردین یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟

Elham گفت...

دستکش چهل و سه هزار تومانی دیگه واقعا چیز غریبیه توی این رکود اقتصادی ، خوش بحالتون !!!!!

mahtab گفت...

بله خیلییی یادت کردیم اتفاقا

این عکسم که میبینی بنفشه گفت برای الهام بفرست
یادم نیست یا این بود یا یکی تو مایه های همین
;-)

ما که نخریدیم:D

B.a.N.a.F.s.H.e گفت...

:))
چه طفولی بودن واقعا
!!
پی نوشت هات منو یا پنگول می ندازه:))
ولی خداییش جای خوبی پارک کردیما:))

B.a.N.a.F.s.H.e گفت...

امشب اگه تونستید به وبلاگ زیرزمینی من سر بزنید

فاطمه گفت...

چو خوشگل گشت ناگه جزوه ی من
کپی هایی گرفتند از خط من

حسین گفت...

به سوال: چند رب طول کشید تا ماشین رو پارک کنید؟

خوش به حالتون امروز تمام وقت رو تخت نشسته بودم و درس میخوندم ... کی میشه این یه هفته تموم شه؟ اخرم دورم کامل نمیشه
:(((((((((((((((((((((((((((((:((

چو خوشگل شد ناگه ...انقدر این مصرع بد سروده شده که نمیشه هیچ کاریش کرد

:))))))))):))))::))))):):):)::::::))

mahtab گفت...

@فاطمه

باریکلا نوه
خوشم اومد از طبعت

@حسین

هیچ ربع
خیلی سریع تر از اون آقایون اونجا پارک شد

ایشالا این هفته آخرم زود تموم میشه

نه خیر.مصرع خیلیم کارش درسته
الان یک شاعره ی جوان یه مصرع دیگه سروده

حسین گفت...

:):):):):):):):):):):):):):):)

B.a.N.a.F.s.H.e گفت...

بدبختیش برای پیدا نکردن جای پارک بود
وگرنه عمل پارک کردن 2 دقیقه بیشتر طول نکشید

حسین گفت...

دو دقیقه یا هیچی ؟
باید تحقیقات بیشتری بشه
بعدا توسط همون مامورا همه چی مشخص میشه
:))))):)))):)))):))):))):)))

مريم گفت...

به به
شما اخر سر به اين كوه يه سري زدين

خوشحالمون كردين
اگه جاي منو خالي نكردين قبول نيستا

هوا چطور بود؟
ديدين خوش گذشت

افريييييييييييييين دختراي خوب

mahtab گفت...

بلههه مگه میشه جای شمارو خالی نکرده باشیم مریم جون

هوا هم عالی بود

B.a.N.a.F.s.H.e گفت...

یادش به خیررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

ارسال یک نظر